خداونداطلسی
« اِنّ اللهَ جَمیل و یُحِبّ الجَمال» خداوند زیباست و زیبایی را دوست می دارد . امام علی ع
جمعه 23 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : ... نیاز
عکس های عاشقانه (4)


ادامه مطلب


نوع مطلب : اشعار جملات کوتاه، 
برچسب ها : عشق،
لینک های مرتبط :

شنبه 8 آبان 1389 :: نویسنده : ... نیاز
هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو :دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد. شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در قلب من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود.  جبران خلیل جبران



نوع مطلب : اشعار جملات کوتاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

7 آبان ، روز جهانی کوروش بزرگ گرامی باد

روز کوروش بزرگ شاد باد

امروز میخواستم به طورمختصر خلاصه ای از زندگی ، افتخارات و … کوروش بزرگ رو اینجا بذارم اما دیدم همه اینا در همه سایت ها هست (مثلا روی بنر های بالای صفحه کلیک کنید) برای همین  تصمیم گرفتم به جای آن یک شعر بسیار زیبا اینجا بذارم :

*** پدر ایران ***

از این خاک پهناور رنگ رنگ

همین چند سنگ

در آرامگاهی پر از سادگی

نماد بزرگی و آزادگی

ز نام بلندش به جا مانده است

از آن روزگار

که در یاد تاریخ شد ماندگار

به دوران شاهان آتش فروز

همه کینه توز

ستمکاره ، خودکامه ، بیدادگر

چپاول گر و بی خرد ، بی هنر

همه مردمان را به فرمان جنگ

کشیدند در خون تیر خدنگ

همه خسته از جنگ و مرگ و ستیز

همه جان به لب

همه پا به گل مانده یا در گریز

-          به ناگه درخشید خورشید پاک

-          به روی زمین ز کین سینه چاک

شد آرامش و آشتی برقرار

به یارای مردی ز انشان و پارس

همان شهریار

همان نیک چهر یگانه پرست

به آیئن نیکی ، بدی را شکست

همه بند ها را ز پاها گشود

همه گرد ها را ز دل ها زدود

چونان مهر تابید بر هر کسی

ز هر رنگ و کیش و نژادی که بود

در آن پهنه زیر فرمان او

چه آباد و آزاد مردان او

همه در پناه درفشی بلند

همه سرفراز

همه مست آسایشی بی گزند

چنین است از آن زمان تا هنوز

گر این خاک برجاست ، از نام اوست

همین خاک اندک ، همین چند سنگ

به پاسش نگهبان آرام اوست

بر آرامگاه چنین دادگر

چنین مهر گستر ، چنین با هنر

به تایید تاریخ دیرین ما

به دیرینه ایران ما چون پدر

و بنیانگذار حقوق بشر

دگر پور کوروش تو رشکی مبر

———————

شعر از “نگینه فرهنگ دوست” —– منبع : هفته نامه “امرداد”  شماره



نوع مطلب : اشعار جملات کوتاه، 
برچسب ها : روز جهانی کوروش مبارک،
لینک های مرتبط :

 

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.
بنده: خدایا ! خسته ام!نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان.
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است.

 

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله.
بنده: خدایا ! من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله.
بنده: خدایا هوا سرد است ! نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم.

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم.
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد.

خدا: ملائکه ی من ! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده.
ملائکه: خداوندا ! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید.

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا ! باز هم بیدار نمی شود!

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد.
ملائکه: خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد...شاید توبه کرد...
بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.





نوع مطلب : اشعار جملات کوتاه، 
برچسب ها : عارفانه،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 2 آبان 1389 :: نویسنده : ... نیاز

یك شبی مجنون زلیلی دوربود دیده از دیدار او مهجور بود

در میان بستر غمهای خوش خلوتی بنمود با اعضای خوش

عشق گفتش استواری بایدت دل فغان زد بیقراری بایدت

دیده گفتش اشكباری میكنم  سینه گفتش آه و زاری میكنم

ناله گفتش سخت بیتابش میكنم  گریه گفتش غرقه در آبش كنم

نای گفتش آه سوزان میكشم  روح گفتش دست از جان میكشم

پای گفتش خیز و كن روسوی او  بیوفایی های وی با او بگو

عقل در اندام و اعضا را نهیب  بهترین كار است عاشق را شكیب

دیده را گفتا تو بنمودی گناه  از چه كردی به رخ لیلی نگاه

لعل آب را گفت خاموشی گزین  بی گنه در ماجرا خود را ببین

قفل خاموشی تو خود وا كرده ای  عاشق بیچاره رسوا كرده ای

گوش را گفتا به حرفم گوش كن خویشتن را این میان خاموش كن

دست را گفت این نمك نشناس كیست؟ این نمكدانها شكستن بهر  چیست؟

باغبان گر صحبت گل میكند خار هجران را تحمل میكند

هركه را در عاشقی نبود شكیب میشود بازیچه ی دست رقیب

دل فغان سر داد این دیوانه كیست؟ با من و سوز نهان بیگانه كیست؟

گفت اعضا را كه تدبیرش كنید دست و پایش بسته زنجیرش كنید

عقل چون بشنید شد بی اختیار چاره ای دگر ندیدی جز فرار

بعد از آن مجنون دگر دیوانه شد در جهان با عاقلان بیگانه شد





نوع مطلب : اشعار جملات کوتاه، 
برچسب ها : عاشقانه،
لینک های مرتبط :

شنبه 1 آبان 1389 :: نویسنده : ... نیاز
ی زیبا از دكتر شریعتی

ــ اگر دروغ رنگ داشت هر روز شاید

ده ها رنگین کمان از دهان ما نطفه می بست!

و بی رنگی، کمیاب ترین چیزها بود!

ــ اگر عشق ارتفاع داشت

من زمین را زیر پای خود داشتم

و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی!

آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتی!

ــ اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد!

ــ اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم, همه وسعت دنیا یک خانه می شد

و تمام محتوای سفره سهم همه بود

 و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شد

ــ اگر خواب حقیقت داشت

 همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از نا باوری بودم!

ــ اگر همه سکه داشتند, دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند!

و یکنفر کنار خیابان خواب گندم نمی دید

تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند!

ــ اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود, زیبایی نبود, خوبی هم شاید!

ــ اگر عشق نبود به کدامین "بهانه" می خندیدیم و می گریستیم؟؟؟؟

کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟

چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری "بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود"

ــ اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند

و من با دستانی که زخم خورده توست

گیسوان بلند تو را نوازش می کردم!

و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی و

ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می کردیم!





نوع مطلب : اشعار جملات کوتاه، 
برچسب ها : سخنی زیبا از دكتر شریعتی،
لینک های مرتبط :

شنبه 17 مهر 1389 :: نویسنده : ... نیاز

تو را من چشم در راهم



ادامه مطلب


نوع مطلب : اشعار جملات کوتاه، 
برچسب ها : نیما،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 13 مهر 1389 :: نویسنده : ... نیاز

ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی

آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند

مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید .

رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد

هشدار ! تنها به عزم نیاز اگر به معبد درون شوید ، هرگز هیچ نیابید

اگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای خود باشی بدان که صالحی

معرفت زمانی تکامل می یابد که کار و کوشش با آن همراه باشد

بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد

شادمانی اسطوره ایست که در جستجویش هستیم

آرامش گهواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله هایی به جانب افلاک





نوع مطلب : اشعار جملات کوتاه، 
برچسب ها : نکته،
لینک های مرتبط :

شنبه 10 مهر 1389 :: نویسنده : ... نیاز
بخوام از تو بگذرم ، من با یادت چه کنم
تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم
حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو
بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم
تو همونی که واسم ، یه روزی زندگی بودی
توی رویاهای من ، عشق همیشگی بودی
آره سهم من فقط از عاشقی یه حسرته
بی کسی عالمی داره ، واسه ما یه عادته
چه طور از یاد ببرم اون همه خاطراتمو
آخه با چه جراتی به دل بگم نمون ، برو
دل دیگه خسته شده ، به حرف من گوش نمی ده
چشم به راه تو می مونه ، همیشه غرق امیده
چشم به راه تو می مونه ، همیشه غرق امیده

بخوام از تو بگذرم ، من با یادت چه کنم
تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم
حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو
بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم




نوع مطلب : اشعار جملات کوتاه، 
برچسب ها : بهنام صفوی،
لینک های مرتبط :

اس ام اس عرفانی. اس ام اس عارفانه. مسیج عازقانه. اس ام اس فلسفی. اس ام اس پر معنا. اس ام اس با معنا. اس ام اس های زیبا. جملات زیبا. جمله ی با معنا از بزرگان.

 

خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز . فردریش نیچه

 

 

آنچه تو سالها صرف ساختنش میكنی، شخصی میتواند یك شبه آنرا خراب كند،با این حال سازنده باش

 

 

خداوندا اگر بشر گردی ز حال ما خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت از این بودن از این بدعت

 

 

هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود، در دیگری باز میشود ولی ما اغلب چنان به در بسته چشم میدوزیم  که درهای باز را نمیبینیم!

  

 

تصور كن اگر قرار بود هر كس به اندازه ی دانش خود حرف بزند چه سكوتی بر دنیا حاكم میشد ... ..... ناپلئون

 

 

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران را فریب داده است



ادامه مطلب


نوع مطلب : اشعار جملات کوتاه، 
برچسب ها : عارفان،
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ


و نپرسیم که فواره ی اقبال کجاست؟

و نپرسیم چرا قلب حقیقت آبی است؟

مدیر وبلاگ : ... نیاز
پیوندهای روزانه
پیوندها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic